فهرست
leader 1
زمان انتشار : شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۰
شناسه خبر : 212489
چاپ خبر

آقای کاندیدا کسی که فرش می بافد نباید روی حصیر بنشیند!

کهن دیار من یعنی راه رفتن مستمر روی پل صراط، شما با نشستن بر روی این مندرس چهار پایه ها، زمام امور سرزمین پاکی را در دست خواهید گرفت که از ذره ذره خاک پر گهرش ثروت و هنر می بارد، اما مدتهاست اسیر برخی بی برنامه گی ها بوده است.

آقای کاندیدا کسی که فرش می بافد نباید روی حصیر بنشیند!

به گزارش خبرگزاری کاسپین، روزهای خوبیست. روزهای تبلیغ سرنوشت قومی که دل به کسانی خوش کرده اند که هرکدام به فراخور حالشان می خواهند کاری بکنند. یکی می خواهد شغل تولید کند، یکی میخواهد جاده های سرگردان زندگی مردم را آسفالت نماید، یکی می خواهد نرخ رشد تولید ناخالص ملی را ارتقاء ببخشد و دیگری حرف از بازگشت به مسیر توسعه را در ادعاهایش عنوان می دارد. دیگرتری هزار درد بی درمان دیگر را که به سلامت از این مرحله سخت عبور نماید اما واقعیت این است که همه می خواهند کاری بکنند و هیچ شکی در آن نیست ولی :

الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

فردای روز انتخابات خیلی چیزها عوض می شود و مردم برای جناب ” کاندیدای دیروز ” از یاد می روند. این نه به معنای آنست که عمدی در کار باشد بلکه همان نداشتن تمرین برای استمرار در انجام یک کار بزرگ است. واقعیت امر اینست که هیچ رئیس جمهوری در کهن دیارم دوست ندارد دولت را با روسیاهی ببیند بلکه درد آنست که برای انجام کارهای بزرگ، کمتر اندیشه های بزرگی تربیت کرده ایم.

شهید نابغه باکری که در وصیت نامه اش انسانهای پس از جنگ را به ۳ دسته تقسیم نمود.دسته ای که به مخالفت با گذشته خود بر می خیزند و از آن پشیمان می شوند. دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند،همه چیز را فراموش می کنند و دسته آخر به گذشته خود وفادار می مانند، احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد.

کهن دیار مان همواره دستخوش ناملایماتی بوده است که خود در ایجاد آن بی تاثیر نبوده ایم و این خود لاجرم شخص خودمان نیست بلکه کسانی هستند از جنس خودمان که بودن و نبودن آنها در سرنوشتمان تاثیر گذار است. راستی تا حالا چقدر به این نکته اندیشیده اید که کدام یک از کاندیداتورهای حال حاضر،علاوه بر مدیریت کلان، چند واحد ” مدیریت عشق ” پاس کرده باشند. عشق به آن مادرخمیده ای که روی کول فرزندش در صف انتخابات منتظر است تا خشتی برای محکم نمودن درخت کهن دیار بر دیگر خشت ها بگذارد. مادری که از پای دار قالی بلند شده و ساعتی دیگر باید به پای آن کهنه تورینه ی عشق برگردد وببافد آنچه بر زیر نشیمنگاه تاریخ پهن باید گردد.

” یکی وآنه دو مشکی، پنچ تا وآنه یه طلا دوتا گلی کنارش، یه نخ آبی دست گیر، بزن اول بنده، توی بنده راهم پر کن از سبز”

این مقداری از نقشه ی قالی بود که مادر با عینک سیاه ته استکانی درکنار دار زمزمه می کند.انگشت پینه بسته اش منقش به رنگ آبی استامپ روزگار خویش است. دختران می بافند و نقش بخت خود را در پود و تارها کمرنگ می بیندد و پسران خمار تلگرام، دار قالی را با شوت پر صدا در سراب استقلال و پرسپولیس جستجو می کنند. بر خیز برادر مهم نیست فردا چه کسی بر اریکه این کهنه قدرت خواهند نشست بلکه مهم آنست بدانیم وقت تنگ است و اصلاح گر واقعی جامعه ما هستیم که می بایست به اصلاح سبک زندگی خویش همت نمائیم . بابا آب داد. آن مرد در باران آمد. بابا با پول نفت آمد. من یک کودک ایرانی هستم. کوکب خانم با روغن مایع ارز مرجع غذا پخت. آن مرد فریاد می زد گرگ گوسفندان را برد. پترس برای دهقان فداکار کت و شلوار دست دوم خرید.باز باران بی ترانه بی گوهرهای فراوان.کو خانه، کو ترانه، کو طبیب دردهای این زمانه؟

تِکه ی چه کنم، چه کنم هایمان، سوف و ملیله گذشته مان را دم بدهیم و ریشه بزنیم نه آنچه خود را در حصار تقدیر محبوس بدانیم و… دیگر حرف های پای دار قالی، گفت و گوی مادر گوژپشت قالی باف با دختران سرنوشت خود است که همچنان در مسیر روزهای سخت زندگی ادامه دارد.

بله آقای کاندیدا، کهن دیار من یعنی راه رفتن مستمر روی پل صراط، شما با نشستن بر روی این مندرس چهار پایه ها، زمام امور سرزمین پاکی را در دست خواهید گرفت که از ذره ذره خاک پر گهرش ثروت و هنر می بارد، اما مدتهاست اسیر برخی بی برنامه گی ها بوده است. جناب کاندیدا ما سرزمین پاکی داریم که معطر به یاد شهیدان بزرگ در قلب خود است. هرچند و هرچند یاوه گویانی جبهه و جنگ را به اخراجی ها فروختند اما ما مردمی داریم که قطعا آرمانهای ایران اسلامی را دیگر بار بر مغول های قرن ۲۱ دیکته خواهند نمود و شکی در آن نیست.

برادر کاندیدا، جنوب سرزمینم میان طلای اقیانوس ها دنبال آفتابه ای آب است تا گال نگیرد. شمال کشورم میان شالیزارهای برنج، ماکارونی فله ای می خورد. شرق کشورم به غرب خود پنالتی می زند تا تلویزیونهای قاچاق بانه فیلمش را بازپخش کند. پرایدباف مرکز نشین بر روی حصیر نشسته است و باز هزار درد بی درمان دیگر در زیر پوست این سرزمین خوب و نجیب که منتظر طلوعی دوباره است.برادر برخیز که ما برخاسته ایم. ما به تو مشروعیت می بخشیم و تو همانی باش که امروز وعده می دهی. برادر کاندیدا بسم الله بگو و برای مشروعیت بیشترت از اعماق وجودمان اسمت را در صندوقها ثبت می کنیم اما بدان پروردگار بزرگ ناظر بر رفتارهای توست و آگاه باش که طبیعت دارای نردبان های کوتاه و بلند فراوانی است.

کاندیدای نجیب، کسی جز من و تو دردهایمان را درمان نخواهد کرد.کار برای خدا و مردمش ماندگار و حرف زدنهای یاوه دیر یا زود برای همگان آشکار خواهد شد.مادر و خواهر قالی باف من منتظرعدالت توست.دیگر نفت و سفره ای نمانده، بگو جز همت چه باید کرد آیا؟

قاسم خوش سیما


انتهای خبر/

اخبار مرتبط
  1. ساری رتبه سوم سرانه شهری را در کشور به خود اختصاص داده است/تجلیل از خبرنگاران گزینشی نباشد
  2. پاسخ فرمانده لشکر ۸ نجف درباره جزئیات به اسارت درآمدن شهید حججی/ آخرین وضعیت مقری که داعش از آن فیلم ارسال کرد
  3. ناديده گرفتن محدوده‌هاي شنا در دريا، ناديده گرفتن حق زندگي است
  4. وزارت اطلاعات از مسائل سیاسی و جریانی دور بوده است
  5. فحاشی به ظریف در صحن علنی مجلس
  6. شهیدان بلباسی و حججی نمونه بارز فعالان اردوهای جهادی هستند
  7. پیگیری پروتکل مرغ / ولگاگراد گزینه‌ای برای کشت فراسرزمینی ایران است
  8. تلاش بیشتر برای توسعه و افزایش تراز تجاری و صادراتی
  9. استفاده از ظرفیت‌های مختلف برای کاهش آسیب‌های اجتماعی جوانان
  10. هموطنان نزد موسسه خودخوانده «حافظ» سپرده گذاری نکنند
  11. وجود ۲ هزار کودک مطلقه در کشور
  12. سپیدرود با کمک هواداران به بازی‌ها برمی‌گردد / از هفته ششم به هیچ تیمی باج نمی‌دهیم
  13. نظارت بر عطاری ها در گیلان شدت می یابد
  14. نظارت های بهداشتی درمانی در گیلان افزایش می یابد
  15. فرصت انتخاب رشته کنکور تمدید شد
  16. درگذشت پیشکسوت روزنامه نگاری گیلان
  17. دوست دارم با دکترظریف و سردار سلیمانی گفتگو کنم
  18. آغاز مجدد عملیات اجرایی ساخت سد دیورش پس از حل موانع موجود
  19. جشنواره صلح و دوستی با دریای کاسپین در بندر انزلی
  20. كشف ۱۰ كيلوگرم تریاک در رودبار